قدر و سرنوشت
1 ـ از اركان ايمان، معتقد بودن به قدر خير و شر آن، و اينكه همه از طرف خداست، و شامل چند نكته مى باشد:
ايمان به صريح و آشكار بودن قدر و مراتب آن از علم، نوشتن، مشيت، آفريدن، و اين كه سرنوشت هر انساني در كتاب علم خداوند نوشته شده و هيچ قدرتي، توانايي تغيير دادن آن را ندارد، و هيچ فردي نمى تواند به دنبال علت اين حكمت خداوندي برود (لا معقب لحكمه).
2 ـ اراده و امر وارده در قرآن و سنت بر دو نوع تقسيم مى شود:
أ ـ اراده كونيه قدريه: به معناي خواست و مشيت خداوندي بر سرنوشت انسان در جهان خاكي.
ب ـ اراده شرعي: كه همراه محبت است، و انجام آن شرعي است، و براي مخلوق اراده و مشيت است، ولي تابع اراده و مشيت خداست.
3 ـ هدايت و گمراهي بندگان به دست خداست، خداوند بعضي از آنها را با فضل خود هدايت فرموده است، و بعضي را با عدل خود گمراه كرده است.
4 ـ بندگان و كارهايي كه انجام مى دهند همه از خلق شدگان خداوند هستند، و خدا يكتاست و كارهاي انسان را خداوند آفريده، و به صورت حقيقي انسان آن را انجام مى دهد.
5 ـ در همه كارها حكمت خداوند ثابت و پا برجاست، و نتيجه آن كارها هم به مشيت و اراده خداوند است.
6 ـ اجل و زمان مرگ هر چيز نوشته شده است، و روزي هركس تقسيم شده است، وسعادتمندي وبدبختي همه مردم قبل از آفريده شدن آنها نوشته شده است.
7 ـ دليل آوردن بر قدر، بر گناهان، و دردهاست، و دليل آوردن براي عيب ها و گناهان جايز نيست، بلكه توبه از آنها واجب است، و انجام دهنده آن سرزنش خواهد شد.
8 ـ سبب گرفتن مطلق، شرك در توحيد است، و پشت كردن به سبب بطور كلي، عيب در شريعت است، و نفي تأثير سبب مخالفت با شريعت و عقل است، و توكل كردن با گرفتن سبب منافات ندارد.